ما هم دراین کوه سهمی داریم....!
ما هم دراین کوه سهمی داریم!
اگر قرار براین باشد که آزادی را در مقیاس حرمت به حقوق دیگران تفسیر کنیم ملاحظه این احترام در تمام جوانب از وظایف بسیار مهم و عمده هر فرد محسوب می شود.از این رهگذر باید به وسعت عملکرد آزادی در هر جا و مکان به طور کامل و راستین پی ببریم. حداقل نتیجه آن به عنوان شهروند مدنی ملاحظه قوتش را بین خودمان لازم و پراکسیسش را کافی بدانیم. به اندرون مسئله از نظر فرهنگی سری بزنیم و یاد بگیریم که احترام به حق و حقوق دیگران فراتر از هر قانون و عمل است که وجدان سالم و بیدار همیشه در راه احقاق آن گام بر می دارد.اصولا باید به هنگام لازم قبول ، و در موعد مناسب عمل نماییم. در این عرصه به دامن طبیعت و کوه که تمامی طبیعت دوستان و کوهنوردان در آن سهم دارند سر می زنیم جایی که همیشه آزادی و میدان مانور این جماعت در آن جا با ملاحظه شرایط و چهارچوب قوانین خودش دست نخورده بود.
اما متاسفانه از مدتی قبل کارهایی در کوهستان انجام می گیرد که کارشناسانه و منطقی به نظر نمی رسد. کلا از روی احساس و رویکرد های غیر مصلحتی می باشند. بعضی اوقات چنین به نظر می رسد که واقعا عملی با قیافه سهو ولی خودش را عمد جا میزند که سر در گمی بیننده را باعث می شود. در این میان به مطلبی اشاره می نماییم که تمام عزیزان بر آن آگاهی کامل دارند و آن مطلب به طور واضح و آشکار این است که ما ایرانیان در مورد در گذشتگان و امواتمان یک خصوصیات و نظرات ویژه ای داریم و برایشان عزت و احترام بیشتری قائل هستیم و پیوسته در موقعیت های مناسب و مجالس و محافل جمعی یاد آن ها را گرامی می داریم و برای روحشان شادی و عاقبت خیرشان آمرزش و رحمت مسئلت مینماییم اما باید آگاه باشیم که در طرق عملکردهایمان تابع احساساتمان نباشیم .سعی مان بر این باشد که ابراز عاطفه و به جا آوردن احترام در حق و شایستگی آن عزیزان توام با یک منطق قوی و عمل سنجیده باشد .
همه کوهنوردان به همنوردان و یا دوستان جانباخته در کوهستان احترام خاصی قائل هستند.در سالگرد فوتشان مراسمی بر پا می دارند و با عنوان های قابل احترامی از آن ها یاد می کنند و به روح پاکشان درود می فرستند و خاطرشان را با تعریف خاطراتی گرامی می دارند . اما اخیرا کارهایی در این مورد انجام می دهند نمایانگر غلیان احساساتی است که مهارش راحت تر و منطقی تر از اجرایش می باشد چرا که انجام این نوع کارهای نشئت گرفته از احساسات رقیق تبعاتی غیر منتظره نیز به دنبال دارد که شاید برای عده ای ناراحت کننده باشد.
میشو(جوت باجیلار) سنگ قبرها و ایزوگام اطراف آن که چهره کوه را مخدوش کرده است
مثلا نصب سنگ هایی که عکس سه نفر از عزیزان که در اسفند ماه 138۷در قله میشو دچار بهمن شده و جان عزیز خود را از دست داده و خانواده و تمام دوستان را عزادار نمودند در محلی بسیار حساس مثل (جوت باجیلار) از این نوع کارهای حساب نشده نیست؟ آیا این عمل برای همیشه وقوع یک تراژدی را برایمان تداعی نمی کند؟(کلیفورد لیچ)در کتاب تراژدی چیست؟
در مورد مسئله شرح مفصلی دارد. دو قسمت تراژدی یعنی ترس و ترحم را خیلی واضح شرح می دهد و بر توازن آن ها در یک مسئله تراژیک تاکید می کند. اگر ما نتوانیم بین این دو تاثیر موازنه برقرار کنیم حتما به هنگام رو به رویی با آن تعادل عاطفی و روانیمان به هم خواهد خورد. و یک حس سرگردانی توام با سردرگمی برایمان پدید خواهد آمد که ای بسا در این مورد ترس بر ترحم غلبه نماید. و شخص در حال اضطراب و نگرانی پیوسته از خود سوال نماید که چرا این کوهنوردان مرده اند؟! چگونه جان خودشان را از دست داده اند؟! آیا کوه همیشه جان ستان است؟!
طرح این سوالات غلبه حالت ترس را به طور کامل نشان می دهد که شخص مورد نظر از کوه هراسان شده و ای بسا از روی همین ترس و هراس یک بدبینی ویژه ای نسبت به کوه در روح و روان او جای می گیرد.حا ل آیا بهتر نبود به جای این عکس ها کتیبه ای به نام این سه عزیز از دست رفته می نوشتیم و در پناهگاه (گوی زنگی) به عنوان یاد بود از آن ها نصب می کردیم؟ که هم برای همیشه ماندگار می شد و هم این که کمتر آن حالت دوم تراژدی را تداعی می کرد. کما این که این کار را در مورد زنده یاد جانباخته (گوی زنگی) آقای صادق شایقی انجام داده اند. یا در قله های دیگر امثال این کارها به چشم می خورد. با اشارات فوق در نهایت اعتذار و پوزش از نصب کننده گان این سنگ های عکس دار حزن انگیز، خواستیم نظری ولو غیر قابل قبول از طرف این عزیزان در این مورد ارائه دهیم. باشد که بعد از این کار هایی در این زمینه را با نوع یا شکل دیگری انجام دهند باز هم شادی روح این سه یار از دست رفته آرزوی قلب های داغ دار تمام کوه نوردان می باشد. روحشان قرین رحمت باد.
قله پوبدا 7439 متر